خرید بک لینک
شبها تنهایند
روزها تنهایند
و من تنهایم
چونان راه گم کرده ای در صحرا



فصلها تنهایند
سالها تنهایند
و من تنهایم
و تو می دانی...که چاره ای بجز گریستن نیست

اینجا
در مقابل من کسی ننشسته است
و زندگی ام تنهاست
آنچنان که مرگ ؛ اجباری نه...خواهشی است



باری
در شهری که تنها اهالی آن من باشم
با من بگو
راه رستگاری خود را از کدام رهگذر سوال کنم؟




jim foulk
ترجمه آزاد/پروا

برچسب: نویسنده: پروا تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

صفحه بندی