زندگی برای من زهر تلخ روزهاست در دلم ز آتش فراق تو نازنین چه سوزهاست هیچ هرگزم امید دیدنت نبوده است ناتوان و خسته ام مرغ پر شکسته ام تا سرای تو بال پر کشیدنم نبوده است
گر چه با توام حرفها و قصه هاست داستان عشق ما ولی قصه جدایی و حدیث غصه هاست
عاقبت شبی مرگ من فرا رسد در سکوت شب به گوشت این ندا رسد باغ عاشقی فسرد عاشق تو مرد