خرید بک لینک


آفتاب حسنت از شرق جمالت کرد رو

داده حسن تو جمال عاشقان را آبرو

جلوه گاه روی تو گشته است اقلیم جهان

گوییا بنهاده ای آیینه ای در پیش رو

نکته ای گفتی و این مجلس سراپا گوش شد

ساقیا می ریز و با ما این حکایت باز گو

قامتت رعنا و اندامت چو سروی سیمتن

غنچه ات خندان و چشمت مست و رخسارت نکو

چون تویی یارم اگر هستی چه باک از اهرمن

حرف عشقم چون به لب باشد چه باکم از عدو

کژ دلم گر باشدم میلی به باغ و بوستان

کی بود ما را به جز دیدار جانان آرزو

شیخ و زاهد در خفا گر عشقبازی میکنند

حیف باشد گر که عاشق نشکند بر سر سبو

دولت وصلش اگر خواهی بهایی بایدت

همتی پیش آر و دست از جان و مال خود بشو

همچو پروا نکته ای گو نغز و خاموشی گزین

مدح یارم را تو نتوانی بگویی مو به مو



پروا-اردیبهشت 85

برچسب: نویسنده: پروا تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

صفحه بندی