به دریا خیره ام تا کی ز دریا باز می گردی
مرا در ساحل اندوه و غم ؛ دمساز می گردی
شکارم کرده صیاد غم و بیهوده می گویم
تو پیدا می شوی ؛ بال و پر پرواز می گردی
به دریای هوس رفتی و تنهایم رها کردی
امیدم بود ؛ آهنگ مرا آواز می گردی
گهی اندر پی شیرین ؛ گهی اندر پی لیلا
گهی در جستجوی سوسن و مهناز می گردی
هم آغوش که ای ؛ ای سست عهد بی وفا پیشه
گرفتار که هستی ؛ با چه کس همراز می گردی
خیال خام بود آن قصه هایی را که من گفتم
فریبم دادی و رفتی و گفتی باز می گردی
برو راه تو هموار است ؛ اما عاقبت روزی
اسیر جاده ای بسیار دست انداز می گردی
تو هم روزی چو من از فتنه های مطربی نااهل
چو سازی خارج از کوک و نتی ناساز می گردی
مرا زخم فراقت گر که خواهد کشت حرفی نیست
که چون عاشق شوی با مرگ هم انباز می گردی
پروا-بهمن ماه92
برچسب:
نویسنده: پروا
تاريخ: شنبه
13 ساعت: :