مرثیه در سوگ مادر یکی از دوستانم**************************
مرگ تو انجامی نه
آغازی ست
سکوتی نه
فریادی ست
همخوابگی تو و خاک
آبستن ستاره و آفتاب خواهد بود
فرصتی که در آن
به بوسیدن خواهرم توفیق یافته ام
ابلهان را بگو
که در رثای تو نخواهم گریست
سکوت تو را
رقاصه گان معبد باران حکایت باز خواهند گفت
بر خشت خشت خانه ات
تصویر باژگون تو را آویزان کرده ام
تا بر پرده زمان
هجوم خاطره هایت را مرور کنم
و راز زیستنت را دریابم
مرگ تو
سهم مرا
از ترانه و بوسه معین کرده ست
اینک در برابر آینه ها
سخن از رویش دوباره دستانت باز خواهم گفت
و نیروی سترگ نگاهت را وام خواهم ستاند
تا رسالت ناتمام تو را
پیامبرانه
بر دوش بگیرم
پروا-73/11/29
برچسب:
نویسنده: پروا
تاريخ: شنبه
13 ساعت: :