خرید بک لینک
نبوده نوبت من ساغری بنوشم می

در این خیال عبث عمر خویش کردم طی

زمان عشرت من می نخورده طی گردید

بهار عاشقی ام رفت و گشت موسم دی

همیشه در تک و پو بوده ام در این میدان

چو اشتری که کنندش به سنگ ؛ مردم پی

سخن اگر همه از حسرت و فغان گفتم

عجب مدار که آواز خوش ندارد نی

نه دیگرم سر و سری است با لبش در جمع

نه دیگرم شکند دل ز بی وفایی وی

چه غم خورم چو نشانی ز ما نخواهد ماند

کجاست خیمه لیلا و ملک کاوس کی

چه فرق می کند آیا که مام پیر فلک

مرا را بزاده به تبریز یا به جانب ری

بنوش باده نگارا و هر چه بادا باد

که این جهان نکند عهد خویش با کس طی


پروا-دی ماه 1392


برچسب: نویسنده: پروا تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

صفحه بندی