تو یه حرفی واسه گفتن
یه زمینی واسه خفتن
واسه گلها ؛ تو مثه فصل شکفتن
تو یه رازی
تو شرافت نمازی
واسه ی قلبای خالی تو یه شوری
توی کوچه های تاریک مثه نوری
تو طروات حضوری
توی بن بست ؛ مثه یک راه عبوری
واسه دیوونه شعوری
واسه جنگل ؛ تو یه گرگی
واسه گرگا ؛ تو یه صحرای بزرگی
واسه صحرا ؛ مثه یک کوه سترگی
تو مثه خواب سکوتی ؛ تو هیاهو
واسه دشتا ؛ مثه آهو
واسه ماهی ؛ تو یه دریا
واسه خسته ؛ تو یه رویا
واسه دیروز ؛ مثه امروز
واسه امروز ؛ مثه آرزوی فردا
تو یه کوهی واسه دره
یه صعودی ؛ واسه ذره
توی این دشت پر از گرگ
یه شبونی ؛ واسه بره
تو سپیدی
مثه یک نور امیدی
واسه یک عکس قدیمی ؛ مثه قابی
واسه ی پیمونه خالی ؛ مثه موج شرابی
واسه تشنه ؛ مثه یک جرعه آبی
تو اگه هر کی که باشی
واسه من تو بهترینی
توی دنیا ؛ واسه م از هر کی و هر چی
اگه باشی یا نباشی
از همه عزیز ترینی
پروا/ دی 80
برچسب:
نویسنده: پروا