نه در خانه
نه به هنگام کار کردن
نه در آغوش زنی زیبا از جنس تو
نه دور از دوزخ و نه در بهشت
نه در سایه
نه آفتاب
نه در ازدحام بزک کرده گان دانش و فن
نه در سراچه می فروشان
نه در زمین و نه در آسمان
و نه در هیچ کجا آرامش گمشده خود را باز نجسته ام
....
جاده ای به درازنای تنهایی
خزیده چون ماری بر گرده کویر
و من
دیوانه ای که به شوقی ناگفته در آن می راند
رفتن
رفتن
رفتن
و همصحبت سکوتی سهمگین شدن
و در گم ناکی خیس کویر فرو شدن
و به آرامی چون ابری در دور دستها محو شدن
باری
اگر نه از این گونه آرامش گم شده خویش را باز یابم
حاشا حاشا
که هر گزم امیدی به باز جستنش باشد
پروا/دی 92
برچسب:
نویسنده: پروا
تاريخ: شنبه
13 ساعت: :