اینجا
بر ستیغ قله تنهایی خویش
در گوش دره های عقیم زمان ؛ فریاد می کشم
پاسخی اما نمی شنوم
خدا را خدا را
باور چگونه توانم کرد
که سهم من
همدوش سایه خود فرو شدن است
و جان دادن ...در انتظار صدایی که می گوید:
دوستت دارم
پروا/آذر 80
برچسب:
نویسنده: پروا