خرید بک لینک
بپوش دامن کوتاه و شانه کن گیسو

عقیق کن لب بی رنگ و وسمه کن ابرو
دوباره تازه نما خط چشم و خط لبت
درون آینه سرخاب کن کمی بر و رو
قدم به مجلس ما رنجه کن که می گذرد
زمان عشرت همچون تو ؛ یا منی ؛ یا او
بیا به مجلس انسی که دوستان جمعند
به می غبار غم از روی چون بنفشه بشو
سلام گرم تو اینجا بدون پاسخ نیست
در این هوا نهراسیده از کسی آهو
مباش در کم و بیش جهان و سخت مگیر
که بگذرد ؛ چه نشینی خوش و چه ترشین رو
نکو نباشد اگر شکوه از زمانه کنی
رضا به داده اگر داده ای بود نیکو
چو سبزه تازه بکن حال و بی نصیب مباش
ز عطر باد فرح بخش بر کناره ی جو
به شعر دلکش "پروا" بزن تو ساز ؛ درست
که سود می ندهد حرف حق به سفسطه جو
خموش باش و دگر جز حدیث مطرب و می
به این جماعت سرمست بی قرار مگو



پروا/اردیبهشت93


برچسب: نویسنده: پروا تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

صفحه بندی