من یه عروسک قشنگ دارم
که اسمشم رزه
و موهاش قهوه ای و فرفریه
و پوستش اینقده لطیفه که نگو
تازه...یه کلاه خوشگلم سرش گذاشته
وقتی ام که بغلش می کنم ؛ همه ش منو نیگا می کنه
لباساشم خودم واسه ش میدوزم
آره ؛ می گفتم:
عروسک من موهاش خیلی بلنده
از موهای منم بلندتره
تازه...آوازم بلده بخونه
اینقده کیف می کنم وقتی دوستام با حسرت به عروسکم نیگا میکنن
از خود خدا هم مغرورتر میشم
آخه این مال منه
و مال اونا نیست
آره ؛ می گفتم:
عروسکم چشای درشتی داره
چشای درشت و قشنگ
هیچوقتم گریه نمیکنه
من عرسکمو خیلی دوس دارم
و خودش می دونه که همیشه باهاش می مونم
وهیچوقتم ترکش نمی کنم
آره
هیچوقت ترکش نمی کنم
hira akhtar
ترجمه آزاد/پروا
برچسب:
نویسنده: پروا