خرید بک لینک
تو را ابرو بود این ؛ یا که تیغ تیز تاتاری
تو را مژگان بود این ؛ یا که پیکانهای طراری
تو را این چشم باشد ؛ یا بود پیمانه مستی
تو را این لب بود ؛ یا انگبین سرخ بازاری
تو را این روی باشد ؛ یا بود خورشید عالمتاب
که پنهان می شود چون پرده از رخ "ماه" برداری
تو را گیسو بود این ؛ یا کمند صید مشتاقان
که اندر هر خمش افتاده چون من صید بسیاری
قیامت باشد این ؛ یا آنکه قامت ؛ سخت حیرانم
که محشر می شود چون سرو می آید به رفتاری
بخوابد عالمی ؛ چون پلکها بر هم گذاری تو
بمیرد آدمی ؛ چون دستها بر هم تو بگذاری
بسوزد عشوه ات ؛ دامان گلرویان زیبا را
پریشان می کنی احوال مردم را به اطواری
مرا از حلقه مویت ؛ کجا تاب گریزم هست
که همچون نقطه ای افتاده ام ؛ در خط پرگاری
نباشد چون تو شیرینی ؛ ندیدم چون تو لیلایی
نباشد چون تو معشوقی ؛ ندیدم چون تو دلداری
بخوان "پروا" غزل در وصف یارم هر چه می دانی
که ذوق حافظ و سعدی و وحشی توامان داری


پروا-بهمن ماه 1392

برچسب: نویسنده: پروا تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

صفحه بندی