میا تو بر سر گورم که از تو دلگیرم
دگر ز دیدن روی تو بی وفا سیرم
مباد آن که برآرم چو بگذری بر من
ز خاک دست محبت که دامنت گیرم
چنین که دست جفا بر گشوده ای بر من
عجب نباشد اگر ذره ذره میمیرم
امید صحت از ان چشم پر فریبت نیست
که زخم خورده مژگان و تیغ شمشیرم
ز بسکه بار بلا برده ام به دوش ضعیف
در عنفوان جوانی شکسته چون پیرم
نیاز عرضه نمودم ولی ز بخت کجم
کمان ابروی خود زه نمود و زد تیرم
نشان مهر و وفا نیست در سرای سپنج
سراغ خانه سیمرغ از چه می گیرم
پروا-بهمن ماه 1392
برچسب:
نویسنده: پروا
تاريخ: شنبه
13 ساعت: :