و عشق - تاریخ: 13//
و عشق عاشق راxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 رسواییستتو بر می آییو منxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 رسوا می شومپروا/آذر 80
عشق عمومی - تاریخ: 13//
عشق عمومیچشمه ها با دریا یکی می شوندو دریاها با اقیانوسو بادهای بهشتی هلهله کنان در هم می تنندهیچ چیزی در دنیا تنها نیستهمه چیزی در کتاب الهی جفتی داردچرا من و تو برای هم نباشیم؟نگاه کن کوهها آسمان را می بوسندو امواج در یکدگر قلاب می شوند..................و شاخه ی خورشید زمین را در آغوش می کشدو پرتو...
یک صندلی - تاریخ: 13//
یک صندلی برای نشستن کافیستاینجا کسیمشتاق همنشینی هیچکسهرگز نبوده استیک صندلی برای نشستن کافیستتیغی ؛xa0 برای رها گشتنپروا/فروردین 93
با سایه ام - تاریخ: 13//
با سایه ام به هم زده امبا دیگران که هیچ xa0 پروا/فرودین 93
فرقی نمی کند - تاریخ: 13//
فرقی نمی کند که مسلمان باشی یا مسیحیزرتشتی باشی یا یهودیموحد باشی یا کافرآنچه میان من و تو را پیوند میدهدتنها لبخندیستلبخندیکه هر صبح ساعت هفتتو را به زیبایی فرشتگان می کندو مرا به زیارت خدایان مشتاقپروا/دی 92
خاطره هایت را - تاریخ: 13//
خاطره هایت را به باد بسپارو دستانت را به رودو دهان بر پستان تاک کهنسال بگذارزنده گیساعتی میان فراموشی و مستی استپروا/فروردین 93
برف آمده بود - تاریخ: 13//
برف آمده بودو کوچه ها پر از گل شده بودزنی با چادر گلی می گذشتچرخ ماشین در چاله آبی افتادو آب شتک زددخترم گفت: پدر یواش ؛ این خانم بیچاره را خیس کردیگفتم در این هوا و در این کوچه ها پیاده رفتن احمقانه استدخترم گفت حق با توست پدرحق با توستآخر تو هیچوقت پای پیاده نبوده ایسوار بوده ایپروا/دی 92
آزادی را - تاریخ: 13//
آزادی را به بهایی اندک فروختمآن هنگام که پدرم به وسوسه اسکناسی سبز رنگاز کوچه به خانه ام آوردو در رابه سرفه خشکی به هم کوفتپروا/دی 92
نه در خانه - تاریخ: 13//
نه در خانهنه به هنگام کار کردننه در آغوش زنی زیبا از جنس تونه دور از دوزخ و نه در بهشتنه در سایهنه آفتابنه در ازدحام بزک کرده گان دانش و فننه در سراچه می فروشاننه در زمین و نه در آسمانو نه در هیچ کجا آرامش گمشده خود را باز نجسته ام....جاده ای به درازنای تنهایی خزیده چون ماری بر گرده کویرو مندیوانه ا...
یادت باشد - تاریخ: 13//
یادت باشداگر روزی بر مزار من آمدیفاتحه ایxa0 نهجرعه آبی بر خاکم بریزکه هنوزم امیدی هستکه بهارانچون گل جهان سیر ندیده ایدیگر باره سر از خاک برون کنمو به تماشای چشمانت بنشینمپروا/دی 92
در جستجوی حقیقت - تاریخ: 13//
در جستجوی حقیقتاز دریاها گذشته ایماز کوهها بالا رفته ایمو بر درها کوفته ایمدر جستجوی حقیقتراه ها رفته ایمحرف ها گفته ایمو شبهاپوشیده از نگاه امیدواراندر خود گریسته ایم.پروا/دی 92
دیروز که برف آمد - تاریخ: 13//
دیروز که برف آمدما در حیاط خانه مان آدم برفی ساختیمو کنارش ؛ چای قند پهلو نوشیدیمهمسایه مان اما آدم برفی نساختپیش از آنکه آدم برفی بسازندسقف خانه شان ریختو قندانشان از گل پر شدپروا/دی 92
دیکتاتوری - تاریخ: 13//
دیکتاتوری یعنیپرنده ات را در قفس نگه داریو سگت را در حیاط خانهپروا/دی 92
قایق کوچک من - تاریخ: 13//
قایق کوچک مندر تلاطم دریاهاسلامت نخواهد ماندپس پارو وا می نهمو به برکه کوچک خویش بر میگردمگذر از دریاهااگر نه به قایق کوچک من ممکن باشداما مرابه کشتی تو از آن گذشتن لذتی نخواهد بود.پروا/دی 92
گرگها - تاریخ: 13//
گرگها گوسفندان را گفتندزنهارکه شبان را اعتمادxa0 شایسته نیستگوسفندان امابه کنایه سری جنباندندو هیچ یکسر از نشخوار برنداشتندقصه اما این بودکه زمین را خون انباشتو لاشه گوسفندان بر چنگک قصابان آویخته شدپروا/بهمن 92
تیر های چراغ برق - تاریخ: 13//
تیرهای چراغ برق کوچه ماسالهاست که همچنان ایستاده اندتنهاساکتبی نیازxa0 و بی خواهشو شب هاگذار رهگذران را شاخه هایی از نور می دهندمن آدمهایی را می شناسمکه هر صبحبه تیرهای چراغ برق تف می کنند.پروا-دی 1392
نه خروسی می خواند - تاریخ: 13//
نه خروسی میخواند نه بانگ موذنی از مناره مسجد می آید نه عو عوی سگی از دور به گوش می رسد شب خالیست من و تو اما همچنان خواب آفتاب می بینیم. پروا-دی 1392 xa0 xa0
می روی لطف خدا - تاریخ: 13//
می روی ؛xa0 لطفxa0 خداxa0 بدرقهxa0 راهتxa0xa0 بادبخت خوش ؛ طالع فرخنده به همراهت بادهر کجا می روی ای سرو خرامان وجودپرنیانxa0 گلxa0 آلالهxa0xa0 گذرگاهتxa0xa0xa0 باددر فضایی که در ان رایحه شیدایی استعاشقی سایه گه جان دل آگاهت بادشادمانی همه از آن توxa0 وxa0 دلتنگیتا ابد قسمت نامردم بدخواهت بادروزگارت...
بادی نمی وزد - تاریخ: 13//
بادی نمی وزداینجادر انتظار تابش خورشیدxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 تنها نشسته امرویت چو ماهدر پشت ابرهای فاصله پنهان استشب تیره است و پرتو نوریxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 بر من نمی رسدپروا/خرداد 80
تو را با من سخنی است - تاریخ: 13//
تو را با من سخنی استبر تکه کاغذ کوچکیکه از آتش عشق سوخته است:xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 "من با نخستین نگاه تو آغاز می شوم"حرفیکه غرور عاشق راxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 به شایستگی خویش بر می انگیزدوقصد ا...