اهرمن ناامیدی - تاریخ: 13//
هرگز گمان مبر که ناامیدی ناتوان استهرگز به قدرت او شک مکنکه او هماره خصم امید خواهد بودو منازع آنچه اراده ی توستو در جدال همیشگی با آنچه باور ماستناامیدیطوفان وحشی نابخردی استکه کشتی زندگی را...در قعر آبهای تیره فرو می خواهد بردزنهار... تا آفتاب ابدیت بتاید از تاریکی باید گریختخدا را...مگذار تا گیاه...
به کوچه می آیم - تاریخ: 13//
به کوچه می آیم و کاسه ی اندوه خویش را در برکه کوچک خالی می کنم ماه می شکند و ماهیان به هیاهو می گریزند من می مانم و غورغور تمسخر آلود قورباغه ها پروا/اردیبهشت93
چنار کهنسال - تاریخ: 13//
چنار کهنسال خسته بودو به حسرت در گلهای پژمریده شب بو می نگریستپروا/ اردیبهشت93
من می دانم چرا یک پرنده در قفس آواز می خواند - تاریخ: 13//
پرنده ی آزاد بر پشت باد پرواز می کندو چون رودی در فضا شناور می شودو در شعاع نارنجی آفتاب ؛ سرخوشانه ؛ بال می گستردو آسمان بلند را به سخره می گیردپرنده ی اسیر اما تنها به نگاه کردن قناعت می تواند کرددرداکه بالش را چیده اندو پایش را بسته اندو از این ماتم است ؛ اگر به شکوه آوازی می خواندآوازی...که شیون...
تیک تاک - تاریخ: 13//
تیک تاکتیک تاکتیک تاکساعت کهنهعقربه هایی که عصاکشان می گذرندو زمانی...که سخت طولانی می شودتیک تاکتیک تاکتیک تاکمرا با تو وعده دیداریستخود اما آیا فرصتی برای رسیدن هست؟حس می کنم که میان من و تو همیشه فاصله ایستحس می کنم که ساعتی به فرو شدن آفتاب بر نمانده استحس می کنم که آرام آرامدر زیرسقف اتاقم مدفو...
زاهدانه - تاریخ: 13//
زاهدانهاز جهاناز تمام جهانبه نانیو بوسه ای از دهان تو قناعت کرده امپروا/آذر 80
اینجا ؛ - تاریخ: 13//
اینجابر ستیغ قله تنهایی خویشدر گوش دره های عقیم زمان ؛ فریاد می کشمپاسخی اما نمی شنومخدا را خدا راباور چگونه توانم کردکه سهم منهمدوش سایه خود فرو شدن استو جان دادن ...در انتظار صدایی که می گوید: دوستت دارمپروا/آذر 80
بیا که جمله - تاریخ: 13//
بیا که جمله به جان آمدیم از این دوریشب سیاه مرا نیست بی رخت نوریشهاب گونه یکی جلوه کرد و پنهان گشتفکند در دل مشتاق عاشقان شوریبیا به میکده امشب ببین چگونه کنیمبه چشمهای خمارت علاج مخموریمرا به پرده کشی از رخ تو وسوسه بودنداد غمزه چشم تو ؛ هیچ دستوریتو را که چشم فلک جلوه گاه عشوه گری استنظر به سوی گد...
امید - تاریخ: 13//
امید چون پرنده ایستکه در بلندای روح آشیان کرده استپرنده ای که مدام آواز می خواندآوازی بی وقفهبی یاری کلماتو هرگز از خواندن باز نمی ایستدEmily Dickinsonترجمه آزاد/ پروا
soul , kiss - تاریخ: 13//
می خواهم که صورت تازه تراشیده ات را ببوسمبینی ات راو جای سوختگی زخمی را که بر سینه توستمی خواهم که سرت را ببوسمو گیسوانت راو آن چه را که از تو باقی مانده استمی خواهم که گونه هایت را ببوسمگوشت را ؛ پیشانی بلندت راو همه آن چیزی که اکنون از تو هستمی خواهم که چشمانت را ببوسملبهایت راو گذرهایی را که از آ...
تنهایی خود را باور می کنم - تاریخ: 13//
سپیده دمان ؛ به وقت سحربه وقت فرو شدن آفتابو به ساعتی که روز ؛ رخت سیاه بر تن می کندبه وقت درخشش ستاره گان در آسمان شهرم خود را تنها می یابموقتی که سایه ها رنگ می گیرندبه ساعت زایش تاریکیبه هنگام شب در می یابم که همدردی نیستکه بی بهار مانده امآهپرنده گان امیدم ؛ پرسوخته زاده شدنددر ساعت برگریزانو تا...
فردا نگار من میاد - تاریخ: 13//
فردا نگار من میاد ؛ عکسشو من می بینمتو عکسش از لبای اون ؛ بوسه میخوام بچینمتو آسمون هیشکی اگه ستاره ای ندیدهاما ببین که من دارم ؛ فرشته رو زمینمتو آخرین ماهی این رودخونه بزرگیمن تو کویر عاشقی ؛ گیاه آخرینمیه شب صدا کردی منو ؛ تو این کوچه بن بستگفتی میخوام که تا ابد ؛ پیش شما بشینمتو باغ بی برگی من ؛...
الا دختر که موهای - تاریخ: 13//
الا دختر که موهای تو خیسهکشیدی دست و پایت را تو کیسهحواست جمع دختر جان که پروااگر چه عاشقه ؛ اما خبیثهپروا/مهر 90
تو که جارو - تاریخ: 13//
تو که جارو نمودی خانه ام رانمودی دسته گل کاشانه ام راکی از عشق تو خالی گردم ای یارتو که شمعی شدی ویرانه ام راپروا/آذر 89
با تو بودن - تاریخ: 13//
با تو بودن برای من با خدا بودن استکه او همه عشق است و من عاشقو تو همچون آینه ایکه در مقابل خورشید نهاده اندپروا/آبان 89
آوازی غمگین - تاریخ: 13//
ببین چگونه گلی شادمانه می شکفدو عطر خوش خود در هوا می پراکندو به ساعتی[جهان سیر نادیده]شتابزده و ناخواستهپیش از آن که بداندبه دامن مرگی نابهنگام فرو می افتدPercy Bysshe Shelleyترجمه آزاد/پروا
غمگینم - تاریخ: 13//
چشمانم غمگین و قلبم شکستهو روزهایم بی خورشید است اکنون که تو مرا واگذاشته ایامروزم تاریکو فردایم مجهولو شبهایمآکنده از زخمی بی مرهم استجدایی دردناک استو پایان ها همه تلخندو من آنچنان شکسته امکه دوباره هرگز پا نخواهم گرفت که دوباره هرگز بازنتوانم ایستادRay Hansellترجمه آزاد/پروا
سرنوشت - تاریخ: 13//
سرنوشت همچون طوفانی است که برگهای قرمز عاشق را می پراکندپیش از آن که پروازشان کامل شودپروا/فروردین 93
برای عاشقی بکوش - تاریخ: 13//
خود را به زحمت نینداز دوست من که جهان را تغییر دهی[خود را به سختی میفکن]به عبث مکوشآرزویت رامی بایست که دامن دامن عشق بکاریو ببینیکه دنیا چگونه شتابناک عوض می شود[از آنسان که تو میخواهی]ابدیو همیشگیSri Chinmoyترجمه آزاد:پروا
خورشید به ماه می تابد - تاریخ: 13//
خورشید به ماه می تابدو ماه به زمین و درختان یک به یک به خواب می روندآسمان در تو نگاه می کندو تو در من و بنفشه ها یک به یک بیدار می شوندپروا/آذر 80