راز - تاریخ: 13//
عشق رازی بی پایان استرازیکه همارهدر پرده خواهد ماندRabindranath Tagoreترجمه آزاد/ پروا
عشق و مرگ - تاریخ: 13//
اگر که بگوییعشقم مرده استنادانی خویش را مگر صحه گذاشته ایچرا که عشقهرگز به چاله مرگ در نخواهد غلتیدچرا که عشقشعاع جاودانگیستپرتو ابدیت استSri Chinmoyترجمه آزاد: پروا
و اما عشق - تاریخ: 13//
و اما عشقچیزی نیست که تو را در بند کشدبلکه خود چیزیستxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 که رهایی می بخشدrabindranath tagoreترجمه آزاد: پروا
جهان را می توان - تاریخ: 13//
جهان را می توان در دانه ی شنی به تماشا نشست و بهشت را در یک گل وحشی در جلوه دید خدا را در شاخه دستانت و ابدیت رادر ساعتی ؛ لحظه ای William Blake ترجمه آزاد: پروا
بر قبر من نایست و گریه مکن - تاریخ: 13//
بر قبر من نایست و گریه مکنمن اینجا نیستمو نه در این گور خوابیده اممن نه اینجاکه در وزش هزاران باد هستمو در درخشش الماس دانه های برفو در ترنم باران های پاییزیوقتی که در سکوت صبحگاهی از خواب برخیزیمن در آواز سرخوشانه پرنده گان خواهم بودو در آخرین چشمک ستاره گان در شببر قبر من نایست و گریه مکنمن اینجا ...
عشق چیزی نیست - تاریخ: 13//
عشق ؛ چیزی نیست که هدیه داده شودخود ؛ چیزی استxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 که باید به دست بیاوریRabindranath Tagoreترجمه آزاد: پروا
عشق - تاریخ: 13//
عشق چیزی نه برای دانستن استنه خود چیزی برای احساس کردنعشق تنها فرصتی استبرای شدنو به جاودانگی پیوستنsri chinmoy ترجمه آزاد: پروا
تو یه راهی واسه رفتن - تاریخ: 13//
تو یه راهی واسه رفتنتو یه حرفی واسه گفتنیه زمینی واسه خفتنxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 واسه گلها ؛ تو مثه فصل شکفتنتو یه رازیتو شرافت نمازیواسه ی قلبای خالی تو یه شوریتوی کوچه های تاریک مثه نوریتو طروات حضوریتوی بن بست ؛ مثه یک راه عبوریxa0xa0xa0xa0xa0x...
به دامان وصلت - تاریخ: 13//
به دامان وصلتxa0 مراxa0 دستxa0 نیستکس آگه از این داستان هست ؛ نیستطلوع توxa0 ایxa0 ماهxa0 کوتاه بودکجا دل از این قصه آگاه بودهوا سرد گردید و خورشید مردستاره فرو خفت و ماهم فسردنصیبیxa0 نبردیمxa0 ازxa0 رویxa0 توبرونمxa0 فکندندxa0 ازxa0 کویxa0 تورقیبان که از عشق آزرده اندبسی فتنه در کار ما کرده اندتو ...
برهنه شدم - تاریخ: 13//
برهنه شدمتا از باران گیسوانت وضو کنمو نخستین اذان عشق رادر آغوشتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 رکعتی نماز بگذارمپروا/بهمن 85
دوستت دارم - تاریخ: 13//
دوستت دارمبه فاصله دورترین ستاره آسمانxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 که زیبایی ات را چشمک می زندبه تو نزدیکمبه فاصله پیراهن سبزی که در بر کرده ایو از تو دورمبه فاصله جوبار خشکیxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
نگو ای گل - تاریخ: 13//
نگو ای گل که من نامهربونمکه از عشق تو جام سرنگونمخدا را یک اشارت از تو کافیستکه قربونت کنم یکباره جونمxa0پروا/بهمن 85
ای که دیدارت - تاریخ: 13//
ای که دیدارت بهشت آرزوستآرزویت عاشقان را آبروستقامتت رعناست چون سرو سهیعارضت زیبا و رخسارت نکوستاین چه قد و این چه پا و این چه دستاین چه زلف و این چه چشم و این چه روستدامم نگذاردxa0 بهxa0 راهمxa0 اهرمنتا به پای من کمند زلف اوستاین حکایت بین که در بتخانه نیزاز لب شیرین یارم گفتگوستهر که او را غصه ای ...
نه دوایی دردم را - تاریخ: 13//
نه دوایی دردم رانه مرهمی زخمم راآنکه به تیمار من آمده است ؛ هزینه دیدار خود را طلب می کندکه هیچکسهیچکس را عاشق نبوده استو کسیسلام کسی را بی منت پاسخ نمی دهدبا درد ساختن و به زخم قناعت کردنxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 باری بهتر از...
در این هوای - تاریخ: 13//
در این هوای سرد زمستانیمن دستهایم رابر شاخسار قامت سبزتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 پیوند کرده ام.حالیگر آفتاب گرم نگاهتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 همت کنددر سایه هلال دو ابرویت روزیxa0xa0xa0xa0xa0xa...
هنوزم اما - تاریخ: 13//
هنوزم اما ؛ امیدی هستکه به وقت فرو شدن آفتابxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 به ساعت مرگسر بر شانه های عریان تو بگذارمتا آخرین ترانه خویش راکه اولین عاشقانه سرود آشنایی مان بوده استبه آهنگی غمگینxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa...
میون ما نباشه - تاریخ: 13//
میون ما نباشه جز جدایینداره خانه بی رویت صفاییتو هرگز قسمت پروا نگردیچرا در پیش او رخ می نماییپروا/دی
شب من همچو - تاریخ: 13//
شب من همچو زلف تو سیاههمراxa0 بوسیدنxa0 رویتxa0 گناهههمی نالم که در راه وصالتهزاران چاله و صد گونه چاههپروا/دی 85
شگفتا - تاریخ: 13//
شگفتاکه هرگز اینچینخدای را به عبادت نایستاده اماینگونه که تو را به تماشا نشسته امپروا/دی 85
گزمگان بیدار - تاریخ: 13//
گزمگان بیدارشب سیاه و تارچون گیاه هرزه می روید میان عاشقان دیوارآسمان تاریککوچه ها باریکمرگ مردی همچو من نزدیک...نازنینا دوستت دارم ؛ ولی ما را نخواهد بود هرگز فرصت دیدارپروا/بهمن 85