بپوش دامن کوتاه و
-
تاریخ: 13//
بپوش دامن کوتاه و شانه کن گیسوعقیق کن لب بی رنگ و وسمه کن ابرودوباره تازه نماxa0 خط چشمxa0 وxa0 خط لبتدرون آینه سرخاب کنxa0 کمی بر وxa0 روقدم به مجلس ما رنجه کن که می گذردزمان عشرت همچون تو ؛ یا منی ؛ یا اوبیا به مجلس انسی که دوستان جمعندبه می غبار غم از روی چون بنفشه بشوسلام گرم تو اینجا بدون پاسخ ...
سختی را
-
تاریخ: 13//
سختی زندگی راچون منآوازی بخوانجامی بنوشافسارش کنو در پهنه دشت با او بتازsri chinmoy ترجمه آزاد/پروا
ناامیدی
-
تاریخ: 13//
ناامیدییاسافسردگی و پریشانیسارقان دختران باکره ی امیدندکه زیرکانهبه لبخندیحلقه از گردن من و تو آویخته اندباری...با من بگوکیست آنکه هنوزتابش رنگین کمان امید رادر قلبشدر ظلمت این شب بی آفتابخواسته باشد؟Sri Chinmoyترجمه آزاد/پروا
تو لبخند می زدی
-
تاریخ: 13//
تو می خندیدی و من باورت داشتمتو سخن می گفتی و من مست می شدمهر حرف و خنده تو اما... فریبی بیش نبودآدمی به امید زنده استو من دیگر از تو ناامید شده امباریسخن به گزافه مگوو لبخند مزنکه من دوباره فریب نخواهم خورد-که من دوباره تو را دوست نخواهم داشت-Walter Savage Landor ترجمه آزاد/پروا
غزلی در رثای پدرم
-
تاریخ: 13//
در آن ساعت که جسمت را به خاک تیره بنهادندتو را گویی شرابی از سبوی عشقxa0 درxa0 دادندز پا افتاده بودی گر در این دنیاxa0 ولیxa0 دیدمکه اندر مقدمت صد ماه و صد خورشید افتادندنگاراxa0 گرxa0 سلامتxa0 را کسیxa0 پاسخ نداد امابه دورت قدسیان امروزxa0 اندرxa0 شور و فریادندز تنهایی در این دنیاxa0 به لب آمدxa0 ا...
وقتی که عاشقم
-
تاریخ: 13//
وقتی که من عاشقمحس میکنم که الهه زمان هستمو زمین و همه داشته هایش از آن من استو گویی...که سوار بر اسب آفتابموقتی که من عاشقمپرتو ستاره گان در چشمانم می ریزدو دفتر غزل هایم ؛ دشتی از گلهای سکرآور خشخاش می شودوقتی که من عاشقمجوبارها از سر انگشتانم جاریستو شراب از زبانم چکه می کندوقتی که من عاشقمتو گوی...
هر کاری
-
تاریخ: 13//
هرکاریبه خاطر آنکه دوستت دارم کرده امهر راهیبه خاطر آن که دوستت دارم رفته امهر کاری...تا مگر آتش عشق در جانت شعله ور شودمی دانم که دلت برای کسی دیگر می تپدبا اینهمه اما...اگر چه از من می گریزیمن عاشق توامودوستت دارم ...تا ساعت خاکستری شدن گیسوانتتا ساعتیکه گیسوان من و تو خاکستری شده باشددوستت دارمو ...
ببین چه فریبکارانه
-
تاریخ: 13//
ببین چه فریبکارانه سخن از عشق می گوییاگر چه گنجشکهای گرسنهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 -در برف زمستان-هرگز از دستان تو دانه نخورده اندخدا را...چگونه عاشق من توانی بودو من چگونه تو را باور کنموقتی که لبخند بی هزینه خود از همسایه گانxa0 دریغ کرده ای...
اهرمن ناامیدی
-
تاریخ: 13//
هرگز گمان مبر که ناامیدی ناتوان استهرگز به قدرت او شک مکنکه او هماره خصم امید خواهد بودو منازع آنچهxa0 اراده ی توستو در جدال همیشگی با آنچه باور ماستناامیدیطوفان وحشی نابخردی استکه کشتی زندگی را...در قعر آبهای تیره فرو می خواهد بردزنهار... تا آفتاب ابدیت بتاید از تاریکی باید گریختخدا را...مگذار تا گ...
به کوچه می آیم
-
تاریخ: 13//
به کوچه می آیم و کاسه ی اندوه خویش را در برکه کوچک خالی می کنم ماه می شکند و ماهیان به هیاهو می گریزند من می مانم و غورغور تمسخر آلود قورباغه ها xa0 xa0 پروا/اردیبهشت93 xa0
چنار کهنسال
-
تاریخ: 13//
چنار کهنسالxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 خسته بودو به حسرتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 در گلهای پژمریده شب بو می نگریستپروا/ اردیبهشت93
من می دانم چرا یک پرنده در قفس آواز می خواند
-
تاریخ: 13//
پرندهxa0 ی آزاد بر پشت باد پرواز می کندو چون رودی در فضا شناور می شودو در شعاع نارنجی آفتاب ؛ سرخوشانه ؛ بال می گستردو آسمان بلند را به سخره می گیردپرنده ی اسیر اما تنها به نگاه کردن قناعت می تواند کرددرداکه بالش را چیده اندو پایش را بسته اندو از این ماتم است ؛ اگر به شکوه آوازی می خواندآوازی...که ش...
تیک تاک
-
تاریخ: 13//
تیک تاکتیک تاکتیک تاکساعت کهنهعقربه هایی که عصاکشان می گذرندو زمانی...که سخت طولانی می شودتیک تاکتیک تاکتیک تاکمرا با تو وعده دیداریستخود اما آیا فرصتی برای رسیدن هست؟حس می کنم که میان من و تو همیشه فاصله ایستحس می کنم که ساعتی به فرو شدن آفتاب بر نمانده استحس می کنم که آرام آرامدر زیرسقف اتاقم مدفو...
زاهدانه
-
تاریخ: 13//
زاهدانهاز جهاناز تمام جهانبه نانیو بوسه ای از دهان تو قناعت کرده امپروا/آذر 80
اینجا ؛
-
تاریخ: 13//
اینجابر ستیغ قله تنهایی خویشدر گوش دره های عقیم زمان ؛ فریاد می کشمپاسخی اما نمی شنومخدا راxa0 خدا راباور چگونه توانم کردکه سهم منهمدوش سایه خود فرو شدن استو جان دادن ...در انتظار صدایی که می گوید:xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
بیا که جمله
-
تاریخ: 13//
بیا که جمله به جان آمدیم از این دوریشب سیاه مرا نیست بی رخت xa0 نوریشهاب گونه یکی جلوه کرد و پنهان گشتفکند در دل مشتاقxa0 عاشقانxa0 شوریبیا به میکده امشبxa0 ببینxa0 چگونه کنیمبه چشمهای خمارتxa0 علاج مخموریمرا به پرده کشی از رخ تو وسوسه بودنداد غمزه چشم توxa0 ؛ هیچ دستوریتو را که چشم فلک جلوه گاه عشو...
امید
-
تاریخ: 13//
امید چون پرنده ایستکه در بلندای روح آشیان کرده استپرنده ای که مدام آواز می خواندآوازی بی وقفهبی یاری کلماتو هرگز از خواندن باز نمی ایستدEmily Dickinsonترجمه آزاد/ پروا
soul , kiss
-
تاریخ: 13//
می خواهم که صورت تازه تراشیده ات را ببوسمبینی ات راو جای سوختگی زخمی را که بر سینه توستمی خواهم که سرت را ببوسمو گیسوانت راو آن چه را که از تو باقی مانده استمی خواهم که گونه هایت را ببوسمگوشت را ؛ پیشانی بلندت راو همه آن چیزی که اکنون از تو هستمی خواهم که چشمانت را ببوسملبهایت راو گذرهایی را که از آ...
تنهایی خود را باور می کنم
-
تاریخ: 13//
سپیده دمان ؛ به وقت سحربه وقت فرو شدن آفتابو به ساعتی که روز ؛ رخت سیاه بر تن می کندبه وقت درخشش ستاره گان در آسمان شهرمxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 خود را تنها می یابموقتی که سایه ...
فردا نگار من میاد
-
تاریخ: 13//
فردا نگار من میاد ؛ عکسشو من می بینمتو عکسش از لبای اون ؛ بوسه میخوام بچینمتو آسمون هیشکی اگه ستاره ای ندیدهاما ببین که من دارم ؛ فرشته رو زمینمتو آخرین ماهی اینxa0 رودخونهxa0 بزرگیمن تو کویر عاشقی ؛xa0 گیاهxa0 آخرینمیه شب صدا کردی منو ؛ تو این کوچه بن بستگفتیxa0 میخوام که تا ابد ؛ پیش شما بشینمتو ب...